|
|
|
|
|
قبل از هر چیز به خاطر غیبت یک ماهه ام ازتون معذرت میخوام . به دلیل مسائل پیچیده و درس و اینا دچار تخلخل ذهنی شدم و کماکان این قضیه ادامه داره.... .
این دفعه یه شعر گفتم که بیان سایت رو فیلتر کنن و بشینیم با هم بخندیم . دارم سخن با حاکمان از قیمت بالای نان از خربزه تا شیر گاو از فقر و فحشا در زنان ارزانی لب یک طرف هم سینه و هم ران،گران (گول خوردین ... منظورم ران و سینه مرغه) کم من سمک؟ کم من دجاج ؟ ما فی فلوس ، هذا الزمان از هفت تیر تا پارک وی یا رب! شده هفتصد تومان هر تازه داماد و عروس همچون پرین ، بی خانمان (پرین نقش اول کارتون بی خانمان) غم آمده ، بر کول من خم شد کمر ، همچون کمان ما احمق و ما اسکلیم کی پر شود آن جیبتان؟
They say a lie, we have believe If we try, they show a gun از بیم این سنگیندلان من میروم با لک لکان (کوچ عاشقانه مربوط به همین بیته)
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:43 توسط علیرضا.ش
|
|
||