![]() |
![]() |
|
| وبلاگ در دست تعمیر است |
|
در این پست خواهران عزیز میتوانند با یکی از روش های متداول لذت بردن از زندگی آشنا بشوند که شامل 4 مرحله است : 1- باید یک جوری خودتان را به یه پسر بچسبانید .سعی کنید طرف اسکل و آکبند باشه ... دختر : ببخشید آقا شما میدونید خیابونه مهر کجاست؟ پسر : نه خانم ببخشید من مال این محل نیستم دختر : کوچه عشق چی؟ اونم نمیدونید کجاست ؟ پسر: ای بابا میگم من مال این محل نیستم دختر: میشه با من تا خونمون بیایید ... تنهایی میترسم پسر: خب آژانس بگیرید .جدیدا از این تاکسی ها هست که راننده ی زن داره . دختر : عجب آدم اسکلی ... بیا این شماره ی من ... زنگ بزن ... منتظرم...بوس ...بوس ...بای
2- طرف رو سخت شیفته خودتون کنید روش های شیفته کردن : الف – میتونید خودتون رو لوس کنید با کلماتی مثل : میسی به جای مرسی – سیکار کنم به جای چیکار کنم ،خدافش به جای خدافظ ب- از عزیزم یا مهربونم یا یه همچین چیزایی زیاد استفاده کنید ج- ماچ – بوس - لب د- پیشنهاد بیشرمانه
3- بعد از این که دل طرف دستتون اومد از اون سو استفاده کنید ... مخصوصا مالی ... دختر : یه گردنبند دیدم خیلی نازه ... عاشقش شدم ... راستی فردا تولد منه ... یه وقت نری اینو بخریا ... عزیزم همین عشقت برای کادو کافیه ... حتما نری بخریا من راضی نیستم توی خرج بیفتی (سعی کنید موقعی که قراره کادو بگیرید خودتون رو جذاب تر کنید )
4- این مرحله آخره و اون موقعیه که باید دوستتون رو عوض کنید دختر: میدونی چیه عزیزم ... تو خیلی مهربونی... زیادی داری به من عادت می کنی... من صلاحت رو میخوام ... بیا تمومش کنیم... خدافش واصلا هم براتون مهم نباشه سر پسره چی میاد ... اصلا به درک که میخواد خودکشی کنه ... شما برید دنبال عشق و حال بعدی ..
در مورد این روش خود کشی توضیح بدم این روش خودکشی ، خود کشی عاشقانه است و بدین ترتیب هست : پسری که شکست عشقی خورده خودشو به دینامیت میبنده . روی اون دسته هه که باید فشار بدن تا منفجر شه یه کاسه میزاره و یه لوله از سوراخ توالت معشوق میکشه تا روی کاسه و هر وقت که معشوق دستشویی میره این کاسه هه پر میشه و یواش یواش سنگین میشه و دسته به پایین میره و ....بوم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 22:20 توسط علیرضا شاکرانه |
|
|
قبل از هر چیز به خاطر غیبت یک ماهه ام ازتون معذرت میخوام . به دلیل مسائل پیچیده و درس و اینا دچار تخلخل ذهنی شدم و کماکان این قضیه ادامه داره.... .
این دفعه یه شعر گفتم که بیان سایت رو فیلتر کنن و بشینیم با هم بخندیم . دارم سخن با حاکمان از قیمت بالای نان
از خربزه تا شیر گاو از فقر و فحشا در زنان
کم من سمک؟ کم من دجاج ؟ ما فی فلوس ، هذا الزمان
از هفت تیر تا پارک وی یا رب! شده هفتصد تومان
هر تازه داماد و عروس همچون پرین ، بی خانمان (پرین نقش اول کارتون بی خانمان)
غم آمده ، بر کول من خم شد کمر ، همچون کمان
ما احمق و ما اسکلیم کی پر شود آن جیبتان؟
They say a lie, we have believe If we try, they show a gun
از بیم این سنگیندلان من میروم با لک لکان (کوچ عاشقانه مربوط به همین بیته)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:43 توسط علیرضا شاکرانه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نویسنده ی تمامی پستها خودم هستم لذا از هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع خودداری کنید.
من که راضی نیستم |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر کاریکاتور بقیه چیزا داستان کوتاه |
| پیوندها |
|
بی بی گل گلنسا وب خند شیخ عیسی ابو زید درپیت هم خاک تناقض معتبر امیر جهانگرد خرمگس خاتون خط خطی |
|
RSS
|