![]() |
![]() |
|
| وبلاگ در دست تعمیر است |
|
ببینید چقدر هنرمندم . تازه آشپزی هم بلدم . دیگه موقع شوهر دادنمه . شما پسر خوب سراغ ندارید ؟ چند تا عکس مثلا هنری در سفرم به قمصر گرفته ام که این چند تا رو هم خودم دوست دارم هم یک عکاس از اونها تعریف کرده را براتون گذاشتم تو سایت . برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ربطی به من نداره که انگورهای این عکس کشمش شده . اون موقع که من عکس می گرفتم قوره بود. اخه این عکسا مال روز عید فطر است .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 0:11 توسط علیرضا شاکرانه |
|
|
نمیدونم شما چه جور آدمی هستید و چه جوری می شه فهمید تو مختون چی میگذرد ولی من یه اخلاق خاص دارم اونم اینه که چک نویس هام مخصوصا در سهایی که از از اونها خوشم نمی آد پر از شکلها و علامتها و نقاشیهای مختلفه که ۸۰ درصد اونها چیزیه که همون موقع داره از ذهنم می گذره . بنابر این اگر کسی ضریب هوشی نسبتا بالایی داشته باشه می تونه با این چک نویس هام از تو دل و مغزم با خبر بشه .
براتون چند تا از چک نویس هام رو گذاشتم ببینید منظورم چیه . اگه براتون جالب بود می تونید روی ادامه مطلب کلیک کنید و ۲ تای دیگه هم اونجا ببینید .
چک نویس درس مقاومت مصالح
چک نویس درس معادلات
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 17:21 توسط علیرضا شاکرانه |
|
|
این هم یه سری کاریکاتور در مود اینکه چگونه نمره بگیریم این رو هم برای نشریه هلال احمر دانشگاه آزاد کشیدم . حتما بقیه اش را در ادامه متن ببینید .
بقیه را در ادامه متن ببینید ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 17:23 توسط علیرضا شاکرانه |
|
|
این شعر رو برای شب یلدا سرودم که البته این شعر رو پس از سالهای درازی که از خودم شعر در نکرده بودم سرودم .
چشمم به در بود ، در هم ديوار اينجا نشستم ، تا تو بيايي يلدا شد ای دوست ، امشب کجايي؟ هر که بگويي ، هستش در اينجا عمو و عمه ، خاله و دايي يلدا شد ای دوست ، امشب کجايي؟ صد دانه ياقوت ، ديگر گران است آجيل و پسته ، کردم گدايي يلدا شد ای دوست ، امشب کجايي؟ رفتم توالت ، ساعت به ساعت از بس که خوردم ، پاتيل چايي يلدا شد ای دوست ، امشب کجايي؟ به به چه تخمي ،به به چه شيرين هندونه خوردن ، دارد صفايي يلدا شد ای دوست ، امشب کجايي؟ ناگه چه ديدم ، آنشب من آنجا چشمان مشکي ، کردم هوايي يلدا شد ای دوست ، امشب کجايي؟ لبهاي قرمز، موهاي افشان الحق چه دستي ، الحق چه پايي يلدا شد ای دوست ، امشب کجايي؟ من بودم و او، تنهاي تنها شب هم که يلدا ، فرصت طلايي ديگر مهم نيست ، امشب نيايي!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 17:1 توسط علیرضا شاکرانه |
|
|
این یه سری از کاریکاتورامه که برای متنی در مورد اثرات زیان آور قرصهای اکس در نشریه هلال احمر دانشگاه آزاد کاشان کشیدم.
بقیه اش را در ادامه متن نظاره فرمایید .
بقیه اش را در ادامه متن نظاره فرمایید . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 16:43 توسط علیرضا شاکرانه |
|
|
وب لاگ شعر رو را انداختم ، یکی از شعر ها م رو که وقتی کوچولو بودم سرودم رو به عنوان اولین کار بذارم ، اگه بعضی جاها وزن نداشت نخندینا ، چون خیلی کوچولو بودم .
>>سوسک زیرک<< شب در خونه ما سوسکه اومد و در زد در رو که من وا کردم با حیله و مکر پر زد *** تا اومدش تو خونه رفتش تو دشویی آبجی من اونجا بود لباسا شو داد خشویی *** بعد اومد پذیرایی رفت سراغ میوه ها کم مونده بود بگیم که اینم چایی ، بفرما *** منم سوسکش آوردم یه پیس زدم تو سرش بعد از 3 ، 4 دقیقه شروع کردش به پرش *** فکر می کردیم ،میمیره دیدیم که قویتر شد قوی تر که نه هیچی دیدیم سفت مثه در شد *** آخر دمپایی آوردیم همه دنبالش گشتیم به خود که ما اومدیم دیدیم همه تو رشتیم *** دیگه شدم من زورو دنبال سوسک دویدم با دمپایی کشتمش به افتخار رسیدم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 1:24 توسط علیرضا شاکرانه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نویسنده ی تمامی پستها خودم هستم لذا از هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع خودداری کنید.
من که راضی نیستم |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر کاریکاتور بقیه چیزا داستان کوتاه |
| پیوندها |
|
بی بی گل گلنسا وب خند شیخ عیسی ابو زید درپیت هم خاک تناقض معتبر امیر جهانگرد خرمگس خاتون خط خطی |
|
RSS
|