|
|
|
|
|
قبل از هر چیز به خاطر غیبت یک ماهه ام ازتون معذرت میخوام . به دلیل مسائل پیچیده و درس و اینا دچار تخلخل ذهنی شدم و کماکان این قضیه ادامه داره.... .
این دفعه یه شعر گفتم که بیان سایت رو فیلتر کنن و بشینیم با هم بخندیم . دارم سخن با حاکمان از قیمت بالای نان از خربزه تا شیر گاو از فقر و فحشا در زنان ارزانی لب یک طرف هم سینه و هم ران،گران (گول خوردین ... منظورم ران و سینه مرغه) کم من سمک؟ کم من دجاج ؟ ما فی فلوس ، هذا الزمان از هفت تیر تا پارک وی یا رب! شده هفتصد تومان هر تازه داماد و عروس همچون پرین ، بی خانمان (پرین نقش اول کارتون بی خانمان) غم آمده ، بر کول من خم شد کمر ، همچون کمان ما احمق و ما اسکلیم کی پر شود آن جیبتان؟
They say a lie, we have believe If we try, they show a gun از بیم این سنگیندلان من میروم با لک لکان (کوچ عاشقانه مربوط به همین بیته)
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:43 توسط علیرضا شاکرانه
|
|
||
|
|
|
|
|
این قسمتی از وصیت نامه من است ...
اگر مرگم رسد ، مشکی نپوشید برای قطره ی اشکی نکوشید به جای خوردن خرما و چایی دلستر ، طعم زرد آلو بنوشید جز این دل من دگر چیزی ندارم که از خود ارث و میراثی گذارم خداوندا همین را هم بسوزان که ایمن باشد از چنگال یارم به جای هفتِ من ، هشتی بگیرید مراسم ، مختلط ، مشتی بگیرید به صرف رقص و شام و شادمانی تمام بزم ، در کشتی بگیرید سر قبرم دف و تمبک نوازید ز اشعارم گلستانی بسازید به این شاعر که مستی را فزون کرد همه به به بگویید و بنازید
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 1:16 توسط علیرضا شاکرانه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از بهترین اتفاقاتی که در زمستان 86 افتاد گشت ارشاد و جمع آوری دخترانی بود که چکمه هایشان بر روی شلوارشان بود . واقعا دست نیروی انتظامی درد نکنه . من هم می خواهم برای تشکر و همگام بودن با نیروی انتظامی مزایای این طرح رو از ابعاد مختلف بررسی کنم . بعد دینی : همانطور که میدانید در دین ما بسیار سفارش شده به اینکه چکمه را بر روی شلوار ندهیم . 1- یکی از یاران یک فرد مومن از او پرسید : " متی النسا تذهب الی جحیم ؟" آن فرد مومن کمی فکر کرد و گفت ": النسا لم تذهب الی جحیم الا بالجکمه علی الباجه" . یعنی یک زن هیچ گاه جهنم نمیرود مگر آنکه چکمه خود را بر روی پاچه خود کند . 2- وقتی ضعیفه ای می میرد اولین سوالی که در قبر از او می پرسند این است که آیا چکمه ات زیر شلوارت بوده است یا نه 3- واقعا ما باید از گشت ارشاد متشکر باشیم که این چنین می کوشد تا ما رستگار شویم .در جایی دیگر آمده : " باب الارشاد اهم من الابواب الجنه" یعنی در ارشاد از مهمترین درهای بهشت است .
بعد تاریخی : می دانید معروف ترین چکمه پوش جهان یعنی گربه چکمه پوش همیشه چکمه اش زیر شلوارش بوده است ؟ متاسفانه غرب به ویژه اسرائیل همیشه سعی داشتند تاریخ ما رو به ابتذال بکشانند و این داستان رو تحریف کردند جوری که همه فکر میکنند اصلا گربه چکمه پوش شلوار نداشته است . بعد فرهنگی : بزرگان ادبی ما هم این نکته را بارها و بارها گوش زد کرده بودند و این عمل را عملی قبیح و زشت نامیدند چنانکه سعدی در باب اخلاق میگوید : پاچه ی خود در کن از آن چکمه ات لاک مزن جان من و عمه ات یا اینکه در منظومه لیلی و مجنون نظامی ، مجنون به لیلی میگوید : ای وای و یا هزاران بیت دیگر..... بعد پزشکی : کردن چکمه زیر شلوار فواید بسیار زیادی دارد که پس از 4500 سال تازه بعضی از آنها را علم ثابت کرده که عبارتند از : 1- جلوگیری از فیستول شریانی تحتانی و فو قانی 2- کاهش درد زایمان 3- شل کننده ، سفت کننده و حجم دهنده ی اعضای برجسته ی بدن 4- افزایش طول عمر 5- مهمترین ضرری که به شما می رساند تغییر شکل پای شما بعد از استفاده از چکمه است :
در آخر به نیروی انتظامی و گشت ارشاد و تمام کسانی که آنها را در این امر خطیر و طاقت فرسا و خداپسندانه یاری نمودند خسته نباشید عرض می کنم و امید است هر چه زودتر با کسانی که کمربند خود را روی شلوار می بندند هم برخورد جدی صورت گیرد . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 23:40 توسط علیرضا شاکرانه
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم داستان عشقولیه من ..... خاطر نشان کنم هر بیت مخصوص یک نفرهست و اینا با هم فرق میکنند ..
آنکه رُخَش با دل ما جور بود خانه اش از خانه ی ما دور بود آنکه مرا گفت : بیا در بَرم نزد همه , احمق و منفور بود آنکه صدایش به دلم می نشست بختِ بدم هم کر و هم کور بود آنکه ز من بوسه و لب می گرفت پای چپش بر لبه ی گور بود آنکه شدم عاشق و دیوانه اش شوهر او پر زَر و پر زور بود آنکه به حال بد من می گریست ماهی گندیده ی در تور بود
۱- در ضمن لطف کنید و در نظر سنجی سایت شرکت کنید . (اون پایین سمت چپ) ۲- کسانی که میخواهند از اخبار سایت با خبر شوند میتونن در سایت عضو بشن ( اون پایین سمت چپ) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 16:31 توسط علیرضا شاکرانه
|
|
||
|
|
|
|
|
از اونجایی که منم نامزد انتخابات مجلس شدم و زمان تبلیغات شروع شده می تونید تا قبل از انتخابات تبلیغات منو ببینید تا با عقاید من بیشتر آشنا شوید . به چاچول رای دهید ...
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 18:10 توسط علیرضا شاکرانه
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روز پیش یک اتفاقی افتاد که هنوزهم در عجبم . ماجرا از این قرار بود که دوستم سیم کارتش رو گم کرده بود و ما تمام خونه اش رو گشتیم ولی پیدا نکردیم . روز بعدش می دونید کجا پیدا شد ..... تو شورتش . منم داستان کامل این ماجرا رو و چگونگی اش رو به صورت شعر درآوردم جهت کسب اطلاعات بیشتر شعر زیر رو مطالعه کنید . روزی از این روزگاران یک پسر رفت گرمابه کند چرکش به در می نهد ایرانسلش بر گوشه ای تا به همراهش نباشد توشه ای شست و شویی میکند با آب گرم تا شود پاکیزه و زیبا و نرم بعد حمامش نشیند روی تخت بر تن خود می کند "هر گونه رخت " فکر و ذهنش می شود نجوای یار آن بر چون گوهر و زیبای یار چون کند صحبت همی با دلبرش تازه گردد از نوک پا تا سرش با خودش گوید که این سیمم کجاست؟ (منظور از سیم ، سیم کارت است ) گر مرا فحشی دهد حتما سزاست بد نبیند چشمتان ، این کره خر (منظور از کره خر ، سیم کارت است ) بر 2 چشمش آورد هر دم پدر ( یعنی باباش رو جلوی چشماش آورد ) هر کجا بود از زمین تا آسمان گشت و اما ای دریغ از یک نشان روز بعدش با دلی پر خون و آه مستراحی رفت و شد گلگون چو ماه در میان کهکشان فریاد زد با تبسم ، با وجودش داد زد "ای بشر ، ای عاشقان ، من یافتم از ثریا تا فلک دل بافتم شورت من ماوی سیمم بود وبس کس نمی داند چه حالم جز مگس" ماجرا این گونه بود آن دم که او بعد حمامش نشیند چون لبو بر تن خیسش بچسبد سیمکش در عجب هستم ، نمی گازد ککش ؟( نمی گازد همون نمی گزد است که ممال شده) بشنو این پند از دل پیر مغان گر تو گم کردی نکن داد و فغان بنگر اول در درون شورت خویش تا نباشی ابله و احمق چو فیش ( ( fish اگه ماهی هم شورت داشت اینقدر چیزا شو گم نمی کرد
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 0:48 توسط علیرضا شاکرانه
|
|
||
|
|
|
|
|
متاسفانه متاسفانه یکی از مسخره ترین درس هام رو با نمره ۹.۵ افتادم . هر چی به استاد گفتم نداد که نداد ( منظورم نمره است) . منم حسابی به هم ریختم . راستش این شعر رو هم به خاطر اون سرودم . اگه یه جاهاییش دیدین ایراد داره بذارین به حساب اعصاب خوردیم . ۳۴۳۴ شعبه اسکان .
نمی دانم در این دنیا چه رسمیست که من نه(۹) می شوم ، او نمره ی بیست یکی باید به استادم بگوید که این سنگینی قلب تو از چیست به او گفتم اگر پاسم کنی تو دعایت می کنم تا میشود زیست خودم را پاره کردم تا بگیرم زهی باطل ، خبر از نمره ای نیست ولی جنس مونث با کرشمه بر او غالب شود ، یا رب چه دردیست
بگیرد جای ده ، یکصد هزاران (منظورم نمره است) همی شیطان بگوید زن دگر کیست؟ نخواهم نمره با بی بند و باری ( این بیت سرشار از آرایه ادبی است چرا که آخر خواری ، تباهیست
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:50 توسط علیرضا شاکرانه
|
|
||
|
|
|
|
|
با عرض پوزش فراوان می خواستم بگم دیگه ترم جدید شروع شده . اگه یه وقت دیدید تا آخر هفته به روز نشدم . بیایید هی فحشم بدید .
با تشکر |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 17:57 توسط علیرضا شاکرانه
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل از شروع بگم این مطلب اختصاصی سایت چاچوله و اینو به هیچ نشریه ای ندادم .
ولنتاین که میشه .... سوسکا به هم پهن تازه میدن و به هم میگن : ج ج ج ج یعنی به اندازه تمام فاضلاب ها دوستت دارم
ماهی ها به جلبک میدن و به هم میگن : آ آ آ آ آ یعنی به اندازه تمام دریا ها دوستت دارم
قورباغه ها به هم مگس میدن و میگن : قووووور قوووووور یعنی به اندازه تمام مرداب ها دوست دارم
پرندها به هم کرم میدن و میگن : جیک جیک جیک یعنی به اندازه تمام آسمانها دوستت دارم
منم میگم : ج ج ج آ آ آ آ قوووور قوووور جیک جیک جیک یعنی تو رو به اندازه تموم دنیا دوستت دارم و برانکه ثابت بکنم عشق من به تو بیشتر از عشق بقیه موجودات زنده دنیاس : بیا ، برای کادوی ولنتاینت کلی پهن و جلبک و مگس و کرم آوردم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 2:25 توسط علیرضا شاکرانه
|
|
||
|
|
|
|
|
باز باران با ترانه با بنفشه با سمانه | ||